قهرمان ميرزا عين السلطنه

2649

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

دوربين عكاسى داشتند و دكتر لندى هم ميان يكى از آن درشكه‌ها بود . بعد دو سه درشكه از ايرانيها مثل دبير السلطان ، مؤدب الدوله ، پسرهاى موثق الملك ، ميرزا ابو القاسم خان منشى سفارت روس نشسته بودند . من اول ايرانى بودم كه ما بين قلهك و زرگنده كه خاك روس و انگليس است در ميان جادهء عمومى كه خاك ايران و ملك مطلق اوست به شاه تازه رسيده و تعظيم كردم . خدا را شكر كردم كه به خوشى شاه قديم ما راضى شد كه اين شاه جوان را كه دوازده سال دارد بدهد تا به ميل خود تربيت كنند و شايد در پناه و سايهء او خداوند آسايش و امنيتى به اين ملت فقير عنايت فرمايد . آن كوكبهء ارپائى مشفق مهربان شاه و ملت ايران پس از گذشتن از حدود قلهك و زرگنده گفتند مراجعت كردند . داخل سفارت روس دم در سفارت ديدم دو غلام سفارت بيرون آمدند . پرسيدم خدمت حضرت و الا عز الدوله « 1 » از اين در مىتوان رفت ، گفتند بلى . اما سواره خير . گفتم من نگفتم با اسب . يكى از آن دو گفت من شما را مىبرم . پياده شده جلوى من افتاد . مقابل در ورود رو به مشرق به فاصلهء خيلى كم عمارت بزرگ سفارتخانه است كه محل اقامت وزير مختار است كه وزير نيست و خالى و از همه بزرگتر است . اقامتگاه شاه را آنجا تعيين كرده بودند . من پرسيدم شاه اينجاست ، گفت بله . نگاه كردم بالاى عمارت روى بام دو بيرق روس و انگليس را چپ و راست گذاشته‌اند و روى پلهء عمارت كه چندان از زمين ارتفاع ندارد و يك مرتبه است يك قزاق روس و يك سوارهء نيزه‌دار انگليس ايستاده‌اند . يك سمت اين عمارت صندلى زيادى هم روى زمين گذاشته [ بود و ] و جمعى نشسته‌اند . چون پشت آنها به من بود نشناختم . اما معلوم بود عملهء خلوت شاه هستند . از اين عمارت رد شده بالادست اين عمارت به فاصلهء زيادتر عمارت ديگرى بود . گفت مال شارژدفر است . نزديك به آن عمارت ديگر گفت دفتر است كه ميرزاها نشسته مشغول تحرير بودند . ده قدم فاصله به اين عمارت دفتر عمارت قونسل كه حالا نيست مسكن حضرت و الا نايب السلطنهء سابق و شاهزادهء ما بود . بالاتر از آن عمارت يكى ديگر ، بالاتر عمارت رومانوسكى است .

--> ( 1 ) - سند مربوط به حمايت دولت روس از عز الدوله كه در اوراق جدا به دست آمده است در مقدمه به چاپ رسيد .